تبلیغات
˙·٠●❤ چار دختر جفنگ ❤●٠·˙ - اتهام:شاد بودن
وی ار شاخ ↓
من به شخصه نمیدونستم یه تیم دارم که توانایی دارع نظم مدرسه 260نفری رو بهم بزنه 
و قطعن دیگه فکرش رو نمیکردم که معروف باشم و الگویی برای بچه های دیگعه
.....
من و فاطمه و عاطفه و خیلی های دیگه رو معاون یه روز خاست و گفت که شماها تیم تشکیل دادین 
نظم مدرسه رو بهم ریختین و ↓
از اونجایی که اساس این خانوم معاون مهربون احترام متقابل عه 
و اصل دوم ایشون دوستی با دانش اموزان هستش 
بنده و دوستانم اون روز توبیخ نشدیم 
و اینکه توی نیم ساعتی ما در حال گوش فرادادن به سخنان ایشون بودیم کلی خندیدم و شاد شدیم و سوژه جدید برای اسکول کردن پیدا کردیم 
به قول یکی از شاخا : ما خودمون یه مدرسه ایم از هم جدا هم بشیم باز با بقیه میحرفیم چون توانایی هامون بالاس تو برقراری ارتباط 

حکایت :شیخی گفت
روزی شخصی دانش اموزی را به دفتر مدرسه احضار کرد 
دانش آموز گفت ای وای دلم هوری
شخص گفت :عه چرا دلت هوری!!؟؟¿¿¿
در این هنگام مریدان نتونانستندی جلوی خنده خود را بگیرنندی که یکی از حضار بلند زیر خنده زدی 
و همه مجلس را بگند کشیده شدی...

#حکایت_واقعی
#حکایت_بیمزه
توی موقعیتش خیلی خنده دار بود خدایی

جدی↓
اگه شاد بودن اسمش لش بودن عه بزار همه فک کنن ما لشیم 
#لش_برتر


تاریخ : جمعه 30 بهمن 1394 | 01:08 ب.ظ | نویسنده : ✿فائزه ✿ | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.