تبلیغات
˙·٠●❤ چار دختر جفنگ ❤●٠·˙ - کانون فرهنگی آموزش، قلم چی... هوهوو
امروزم رفتیم آزمون دادیم...
فائزه چرا وای نستادی پیاده برگردیم؟؟
ما با ندا و دوستش پیاده اومدیم..
بعد گرسنه مون بود سر بازار پیراشکی گرفتیم با خاک شیر!!
داغ و سرد باهم!!
تازه خسته هم بودیم بقیه شو با اتوبوس اومدیم...
کلا با اتوبوس خیلی خوش میگذره
مخصوصا اگه اتفاقی محدثه رم ببینی...!
بعدم تازه بفهمی مریم یادش رفته پول پیراشکیا رو حساب کنه!!
ینی گیج بازی در حد.... در حد چی بگم؟!
و تا مدت ها فک کنی به اینکه...
واقعا فروشنده هه فازش چی بوده پولشو نگرفته؟
اون که دیگه باید یادش می بوده!



طبقه بندی: ❤ چرند و جفنگ ،

تاریخ : جمعه 20 فروردین 1395 | 01:11 ب.ظ | نویسنده : ✿ مینا ✿ | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • باشگاه سی ام