تبلیغات
˙·٠●❤ چار دختر جفنگ ❤●٠·˙

˙·٠●❤ چار دختر جفنگ ❤●٠·˙
✿ مریم ✿ مینا ✿ فائزه ✿ ندا ✿ 
قالب وبلاگ
روز اول دانشگاه :
هفت و نیم بیدار شدم
ی تخم مرغ گذاشتم آبپز شه (برا اولین بار ) تا لباسامو بپوشم
کارامو کردم اومدم تخم مرغ پوست کنم
بوووم تو دستم ترکید :)هنوز نپخته بود
خداروشکر کردم ک خوبعه ب مقنعه ام نریخت و انقد ک دیرم شده بود گرسنه و عجله ای رفتم دانشگاه

وارد دانشکده بهداشت شدم ی ساختمون دو طبقه ک چن تا کلاس و دفتر اداری توش داشت
ی دختر سال بالایی تا دید جدیدم راهنماییم کرد ک باید از بورد مخصوص رشتم کلاسا رو پیدا کنم :)
بله رو بورد نوشته بود 8 تا 10 رو دو شنبه شیمی عمومی اتاق 105

وارد کلاس صد و پنچ شدم
13 تا دختر نشسته بودن ک از لاب لاشون رد شدم و رفتم ردیف اخر نشستم
یذره ک گذشت تنهایی ک گرفته بود منو =) کمتر شد
 با بقیه آشنا شدم ک سه تا خابگاهی بودنو ده تای دیگه قمی
 ک البتع هیچ حس خوبی ب همشهری ها ندارم ی مدلی ان
 اما بچع های شهرستان خیلی مهربون ساده بنظر میرسن

ده دیقه بعد در باز شدو ی پسر گوگولی اومد تو ک جا خورد ک خودش تک پسر کلاسمونه از خجالت قرمز شد اروم نشست اولین ردیف ی گوشه

درکش میکردم کامل خودم اندازه اون تنها بودم :))


استاد اومد کلی حرفای حوصله سر بر زد و هی خاست باهامون دوست شه تا بلاخره ده شد کلاس تموم شد
دخترا اومد گفتن بریم حیاط دانشکده بگردیم
ی حیاط نسبتا بزرگ با درختای بلند ک وسط ی میز پینگ پونگ و ی چوب بسکتبال بود دور تا دورش کلی نیمکت ک حس خوب میداد ب ادم ^_^

بعد باید حیاطو دور میزدی تا برسی اون طرفش ک کتابخونه و چن تا کلاسو سلف غذا خوری بود

در کل از حیاطمون خیلی راضیم *_*

بعد برگشتم تو سالن دیدم رو بورد نوشته کلاس کالبد شناسی داریم
ک اومدن خبر دادن استاد نیمده و کلاس کنسله
بعدشم ک از اونجایی دانشکده تا خونمون حدود 45 دیقه راهه
پیاده راه افتادم ب سمت خونه


{غر } :)

این مینا و نرگس خانومم ک باهمن همش خر روزهمو میبین
هی هم میگن ن دانشجویی وقت تنهایی کلن -_- اره اره

اون مریم هم ک با دوستاش رفته تهران هم اتاق هم هست تازه باهاشون -_-
اون یکی دوست جان هم ک دانشگاه تهرانه پنج روز هفته کلاسه شاید بشه کل شیش روزش -_-

خلاصه ک همین فقط =  -____-


[ سه شنبه 11 مهر 1396 ] [ 11:52 ق.ظ ] [ (مریم ، مینا ، فاعزه ، ندا ) ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

اینجا یه وب شخصیه که ما توش خاطراتمونو می نویسیم تا موندگار بشن!
و اکثرشون مربوط به اتفاقات مدرسه س!
حقوق این وب مربوط به هر4 تای ما میشه.
ما همه با هم رفیقیم و برای خودمون و دوستامون خاطرات خوب میسازیم!
خنده همیشه شرط اوله و افسرده بازی نداریم! اما تا بخوایم میتونیم غر بزنیم...!!
لینک دوستان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :